زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها در هنگام ورود به کوفه
شاعر : بردیا محمدی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
قالب شعر : مثنوی
یـا قـاهـرَ الـعـَـدُوُّ وَ یـا والـیَ الـوَلـی یا مظهر العجایب و یا مرتضی علی
پـایـانِ باشـکـوه، به کـابـوس بـد بـده زینب رسیده کوفه، پدر جان مدد بده
در کـوفه سهـم دخـتر تو آهِ سـرد شد پنجاه سال پردهنـشین، کوچهگَرد شد
تا پـای ما به معـرکهای نامراد رفت خلخال دخترانِ حسینات به باد رفت
نیزهنـشین تو همه را پیر کرده است شکل سرش دو مرتبه تغییر کرده است
این حرمله به کامِ همه، زهرِ ناب ریخت این حرمله کنار رباب تو آب ریخت
از دست این مصیب جانکاه، داد، آه زیـنب کجـا و مـجـلسِ اِبـن زیـاد، آه
در بزم او نمک به غمِ جاریام زدند با چوبدست روی لب قاریام زدند
کـوفـه که زیر پـاش نهـاد احترام را بـاید خـدا بخـیـر کـنـد شهـر شـام را
|